تناوب زراعي

با توجه به پیشرفت علوم در تمامی زمینه­ ها، بخش کشاورزی نیز درسالهای اخیر پیشرفت چشمگیری داشته است، بطوری که اطلاعات و دانش کشاورزان همه روزه بیشتر و بیشتر می شود. از جمله مسائلی که امروزه اکثر کشاورزان نسبت به انجام آن اشتیاق نشان می دهند، بحث تناوب زراعی است.

با توجه به پیشرفت علوم در تمامی زمینه­ ها، بخش کشاورزی نیز درسالهای اخیر پیشرفت چشمگیری داشته است، بطوری که اطلاعات و دانش کشاورزان همه روزه بیشتر و بیشتر می شود. از جمله مسائلی که امروزه اکثر کشاورزان نسبت به انجام آن اشتیاق نشان می دهند، بحث تناوب زراعی است. هر چند که از سالیان قبل، کشاورزان به طور تجربی اثرات تناوب زراعی را در افزایش عملکرد محصول خویش مشاهده نموده اند، اما امروزه تناوب یک بحث کاملا تخصصی است و در یک برنامه تناوبی صحیح، باید تمامی نیازهای غذائی، شرایط اکولوژیکی، فیزیولوژیکی و سایر مسائل مربوط به گیاه به طور خاص مورد توجه قرار گیرد. كشت متوالي و پشت سر هم يك محصول و يا محصولات هم خانواده نه تنها از لحاظ بازده اقتصادي مقرون به صرفه نیست، بلكه به تدريج باعث فقير شدن خاك زراعي مي­گردد.

 به توالي کاشت گياهان مختلف براي يک يا چند سال براساس نظم و ترتيب خاص در يک زمين ثابت را تناوب زراعي مي گويند. مهمترين هدف اجراي تناوب زراعي، افزايش توليد محصولات زراعي مي باشد که با دنبال کردن اهداف زير قابل دستيابي است:

 

  1. حفظ و افزايش حاصلخيزي خاک

محصولاتي که در يک برنامه تناوبي قرار مي­گيرند، بايد حتي المقدور از نظر نياز غذايي، آبي و شکل ريشه تفاوت داشته باشند، چرا که بعضي از گياهان، برخي مواد غذايي را بيشتر از ساير مواد جذب و مصرف مي­نمايند. (گندم با ٣تن عملکرد، تقريبا ٦٢ کيلوگرم ازت جذب ميکند)

 همچنين بعضي از گياهان زراعي داراي ريشه­هاي سطحي و بعضي ديگر داراي ريشه­هاي عميق هستند، بنابراين بايد از کشت پشت سرهم گياهاني که داراي ريشه­هاي هم شکل و هم عمق هستند خودداري نمود. در يك برنامه تناوبي صحيح و اصولي، بايد حداقل يك گياه از خانواده بقولات (يونجه، شبدر، لوبيا و...) وجود داشته باشد. اين گياهان ازت هواي موجود در خاک را جذب و ذخيره کرده و باعث افزايش ازت خاک مي شوند. بدین ترتیب خاك حاصلخيزتر شده و عملكرد نيز، به طور چشمگيري افزايش خواهد يافت.

وجود گياهي مانند کلزا در برنامه تناوبي با گندم داراي محاسناتي به شرح ذيل است:

  • افزايش حداقل ١٥% عملکرد كشت گندم بعدازكشت کلزابراساس تحقيقات علمي انجام شده
  • کنترل علف­هاي هرز باريک برگ گندم
  • کاهش جمعيت آفات گندم با قطع دوره زندگي آفات
  • کاهش بيماريهاي گندم به دو دليل:

 

  1. عدم ميزباني عوامل بيماري­زا
  2. ترشح مواد از بين برنده عامل بيماري در خاک

 

  • افزايش حاصلخيزي خاک به دليل پوسيده شدن سريع بقايا و کلش آن
  • کاهش ريسک توليد در يک سال زراعي با کاشت دو محصول متفاوت
  • بهبود ساختمان خاک به علت داشتن ريشه هاي ضخيم و طويل و همچنين افزايش مواد آلي خاک

(کلزا به ازاء توليد هر تن دانه١٢تا ١٥کيلوگرم فسفر ٧٠ کيلو ازت، ٢٥ کيلو پتاسيم، ٣٠ کيلو منيزيم از خاک جذب مي کند.)

 

٢جلوگيري از زياد شدن مواد سمي در خاک

ريشه بعضي از گياهان، مواد سمي ترشح مي کند که ممکن است اين مواد مدتي در خاک باقي بمانند. اگر اين نوع گياهان زراعي، مداوم در يک زمين کشت شوند، مقدار مواد سمي در خاک زياد شده و ممکن است براي خود آن گياه و حتي براي بعضي گياهان زراعي ديگر خطرناک باشد. همچنين پوسيده شدن باقيمانده بعضي از گياهان زراعي در خاک باعث توليد مواد سمي مشخصي شده که منجر به کاهش رشد و نمو گياهان زراعي ديگر مي­شود. به عنوان مثال، در نتيجه پوسيده شدن کاه يولاف و گندم، شاخ و برگ سويا و ساقه هاي ذرت و سورگوم، مواد سمي توليد مي شود. کشت متوالي اين نوع محصولات در يک زمين باعث افزايش تدريجي مواد سمي در خاک و در نتيجه خاک به تدريج قابليت کشت را از دست مي دهد.

 

٣جلوگيري از فرسايش خاک

بعضي از گياهان مانند سير و پياز، سطح خاک مزرعه را به خصوص در ابتداي دوره رشد، به خوبي نمي­پوشانند و در نتيجه باران­هاي شديد و يا بادهاي تند، قسمت فوقاني خاک زراعي را جابجا يا حتي از مزرعه خارج مي­کند. علاوه بر این، بعضي از محصولات زراعي به آب بيشتري نياز دارند و در آبياري­هاي سنگين بخصوص آبياري کرتي و نشتي، خاک مزرعه جابجا شده و از دسترس خارج شده يا مواد غذايي خاک به مرور از لايه­هاي زراعي شسته و به قسمت­هاي زيرين خاک منتقل مي­شود. اين جابجايي­ها را فرسايش گويند. حال يک تناوب زراعي صحيح مي تواند تا حدودي از فرسايش جلوگيري نمايد.

بعضي از گياهان علوفه­اي بوسيله ساقه و بر گ­هاي فراوان خود، تقريبا سطح خاک را به طور کامل پوشانده و خاك را از فرسايش آبي و بادي حفظ مي­کنند. گياهاني که ريشه افشان و سطحي دارند (مثل گندم و جو)، خاک سطحي را به وسيله ريشه هاي خود نگه داشته و از جابجايي خاک سطحي جلوگيري مي­کنند.

 

٤کنترل علف­هاي هرز

اگر در يک زمين، هميشه يک محصول يا محصولات هم خانواده مثل گندم و جو کشت شود، شرايط محيطي براي رشد و نمو بعضي از علف­هاي هرز مناسب می گردد. بدین صورت جمعيت آن نوع علف هرز به مرور زياد شده و خسارت بسیاری به بار می­آورند. در صورتي که تناوب مناسب، اجرا شود، شرايط محيطي براي رشد علف هرز، نامناسب مي شود. از طرفي در سالي که گياهان وجيني کشت مي شوند، به طور مکانيکي با علف­هاي هرز مبارزه جدي تري به عمل مي آيد. همچنين در يک تناوب زراعي کشت گياهاني که رشد سريعي دارند به کنترل علفهاي هرز کمک مي کنند، در نتيجه رشد سريع و زياد اين گياهان (گياهان خفه کننده)، علف­هاي هرز در زير ساقه و برگ آنها قرار گرفته و از بين مي روند. مثال: کشت سويا موجب کنترل علف هرز بند واش مي گردد.

 

 

٥کنترل آفات و بيماريهاي گياهي

هر گياه زراعي، آفات و بيماري­هاي خاص خود را دارد. بنابراين کشت متوالي يک محصول زراعي در يک زمين باعث ازدياد جمعيت آفات و بيماري­هاي مربوط به آن مي شود و خسارت بيشتري به محصول وارد مي­آيد. به عنوان مثال سوسک قهوه اي گندم که از آفات مهم گندم مي باشد، اگر در زميني طي چند سال پشت سر هم گندم و جو کشت شود، جمعيت اين آفت زياد شده و خسارت آن افزايش مي يابد. يا اگر براي ٤ تا ٥ سال، در يک زمين چغندرقند کاشته نشود نماتد آن تقريبا کنترل مي شود.

 

٦استفاده مناسب از منابع آب قابل استفاده براي آبياري

اگر مزارع بزرگ که با محدوديت منابع آب روبه رو هستند، به چند قطعه تقسيم و يک تناوب زراعي صحيح در آنها اجرا شود و اين محصولات از نظر زمان کاشت، طول دوره رشد، نياز آبي و زمان آبياري با هم متفاوت باشند، يقينا از منابع آب موجود، استفاده بهتري به عمل مي آيد. در صورتي که آب موجود براي کاشت کليه اراضي يک مزرعه کفايت نداشته باشد و يا از طريق انتخاب محصولات نتوان با کمبود آب در ماههاي خاصي مقابله نمود، لازم است آيش يکساله را در تناوب قرار داد.

 

٧توزيع نيروي انساني و ماشين آلات

تلاقي زماني عمليات کاشت، داشت و برداشت محصولات، سبب تراکم کاري در بعضي زمان­ها و بلااستفاده ماندن نيروي انساني و مکانيکي در بعضي مواقع مي­گردد. هر چه مزرعه کوچکتر و سطح کاشت هر محصول كمتر باشد، عامل توزيع نيروي انساني و ماشين آلات نقش مهمتري در انتخاب محصولات پيدا مي­کنند.

 

٨عوامل اقتصادي

نوسان قيمت فروش بعضي از محصولات مانند سيب زميني و پياز زياد است. بعضي از محصولات نيز آسيب­پذيري زيادي نسبت به عوامل و سوانح طبيعي دارند و از ريسک توليد بالايي برخوردارند. هرچه تنوع کاشت بيشتر باشد، ريسک توليد کمتر و شکست در توليد يک محصول، ممکن است تا حدي با موفقيت در توليد سايرين جبران گردد.

 

اصول تناوب

در يک برنامه تناوب زراعي، نوع محصولات زراعي، و ترتيب کشت آنها با توجه به اصول کلي زير مشخص مي گردد:

  • کشت محصولات انتخاب شده بايد از نظر اقتصادي مقرون به صرفه باشد.
  • از کشت پشت سرهم گياهان هم خانواده و گياهان دانه اي (غلات يا حبوبات) تا حد امکان خودداري گردد
  • بقولات دانه­اي (لوبيا)، بين دو محصول وجيني و يا قبل ازغلات دانه ريز (گندم وجو) قرار گيرند.
  • گياهان خانواده بقولات حتي در مواردي که يک گياه براي توليد دانه و گياه ديگر براي توليد علوفه باشد، پشت سر هم کشت نشوند.
  • محصولات وجيني بعد از گياهان علوفه­اي يا کود سبز قرار گيرند.
  • از کشت متوالي گياهاني که داراي آفات و بيماريهاي مشترک هستند، خودداري گردد.

کشت گندم به مدت چند سال در يک زمين، محصول توليد خواهد نمود، ولي اين کار از نظر تکنيک زراعي مناسب و صحيح نيست. بهترين گياه قبل از گندم، طبق تجارب زيادي که حاصل شده است، گياهي است که خواص فيزيکي خاک را اصلاح نموده وسبب بالا رفتن حاصلخيزي خاک شود. اين نباتات عبارتند از: سيب زميني، چغندرقند، حبوبات، سبزيجات و نباتات روغني.

 

انواع تناوب در مناطق مختلف اکولوژیکی

تناوب­هايي که در نقاط مختلف براي گندم برقرار مي­شود، بستگي کامل به شرايط جوي، نوع زراعتي از نظر آبي يا ديمي و مقدار آب موجود در منطقه خواهد داشت.

در مناطق سردسیر، برای کشت گندم آبي تناوب سه ساله يا دو ساله به شرح ذيل برقرار گردد:

 

سال اول: چغندرقند، سيب زميني يا ساير نباتات وجيني مناسب با آب و هواي منطقه.

سال دوم: آيش

سال سوم: گندم

یا

 سال اول: گندم

سال دوم: آيش

 

در مناطق سردسير پس از برداشت چغندرقند، چون سرماي زودرس پاييز را داريم، به علت شروع سرما و احتمالا يخ زدن زمين، ممکن است نتوان گندم را در پاييز کشت نمود، بنابراين يا بايد زمين را آيش يا گندم بهاره کشت نمود. در اين صورت تناوب دو ساله برقرار شده و به صورت ذيل است:

سال اول: چغندر قند

 سال دوم: گندم بهاره (بک کراس روشن بهاره- کراس اميد، فلات)

 

در نقاطي که آب و هواي معتدل داشته و زراعت آبي است، تناوب سه ساله زير عمل مي­شود:

سال اول: نباتات وجيني

سال دوم: گندم

سال سوم: آيش

در مناطقی با پائيز معتدل اما آب کم، تناوب چهار ساله يا سه ساله به صورت زير انجام می­گردد:

 

١زمينهاي نسبتا قوي: تناوب چهار ساله

سال اول: چغندر قند، سيب زميني (نبات وجيني)

سال دوم: گندم

سال سوم: آيش

سال چهارم: گندم و جو

 

٢زمينهاي ضعيف: تناوب سه ساله:

سال اول: چغندر، ذرت، سيب زميني (وجيني)

سال دوم: گندم

سال سوم: آيش

 

در مناطق با آب کافي و کودهاي دامي و شيميايي براي تقويت خاک، آيش منسوخ و تناوب دو ساله زير اعمال مي شود:

سال اول: گندم

سال دوم: حبوبات يا دانه هاي روغني (آفتابگردان، کلزا، سويا)

در مناطق با زراعت مکانيزه در سطح گسترده در مناطق سردسير تناوب پنج ساله:

سال اول: يونجه

سال دوم: يونجه

سال سوم: يونجه

سال چهارم: نباتات وجيني

سال پنجم: گندم

 

يا

 سال اول: چغندر قند

سال دوم: گندم پائيزه

سال سوم: سيب زميني

سال چهارم: گندم پائيزه.

در مناطق معتدل و گرم که زراعت مکانيزه است تناوب هفت يا هشت ساله مي­توان برقرار نمود.

شمال ايران (گنبد و گرگان و مازندران ) دو ساله: سال اول، پنبه يا باقلا– سال دوم، گندم

به طور کلي در مناطقي که گندم به صورت ديم کشت مي شود و در سال کمتر از ٣٥٠ تا ٣٧٥ ميلي متر باران مي بارد، لازم است که زمين يک سال آيش باقي بماند ولي در مناطقي که ٤٥٠ تا ٥٠٠ میلی متر باران ببارد، کشت گندم همراه با کود سبز نتيجه خوبي خواهد داد.در زراعت­هاي آبي، گندم معمولاً در آخر تناوب قرار مي­گيرد، زيرا گندم يک گياه زراعتي کنترل کننده از نظر آفات، امراض و علفهاي هرز مي­باشد.

 

گياهان از نظر مقاومت به ساختمان خاک، به سه دسته تقسيم مي­شوند:

  1. گياهان وجيني درجه: اين گياهان به ساختمان خاک حساسيت زيادي دارند و کشت و کار آنها پرزحمت بوده، و از لحاظ اقتصادي بازده­ای بالا دارند. مثال: سيب زميني، چغندر قند، پنبه، آفتابگردان، سبزيجات و گياهان جاليزي.
  2. گياهان وجيني درجه٢: به ساختمان خاک حساسيت کمتري داشته و توليد مطلوبي دارند. مثل: ذرت، توتون، بادام زميني.
  3. گياهان وجيني درجه٣: به ساختمان خاک مقاومتر هستند. مثال: گلرنگ، کلزا، حبوبات، غلات.

 

ترتيب گياهان در تناوب بدين صورت است كه ابتدا گياهان وجيني درجه يك، سپس وجيني درجه دو و در آخر گياهان وجيني درجه سه را مي­كارند. اگر دو گياه وجيني درجه سه داشته باشيم،حبوبات بعد از آنها كشت مي­گردند تا كمبود مواد غذائي را در خاك جبران نمايند.

هيچگاه دو گياه خانواده لگوم مانند يونجه و شبدر را به علت تثبيت بيولوژيك ازت پشت سر هم نمي­كارند. اگر هدف كود سبز باشد، گياه مورد نظر در ابتداي تناوب قرار مي گيرد. مثلا يونجه در ابتداي تناوب باعث افزايش ازت خاك گشته و كشت­هاي بعدي از ازت موجود در خاك استفاده بهتري خواهند نمود.

همواره آيش را نيز در ابتداي تناوب قرار مي دهند تا رطوبت بيشتري در خاك براي كشت­هاي بعدي تهيه شود و بافت خاك نيز بهبود يابد. براي گياهان چندساله و آنهايي که ريشه عميق دارند، زمين بايد خوب تهيه شده و در تناوب بندي دقت زيادي شود. مثال:

يونجه، گندم، اسپرس، گندم يا گندم پائيزه آيش، گندم بهاره، آيش يا گندم، ذرت علوفه اي، يونجه، گندم.

درنظر گرفتن تناسب ٥٠% غلات، ٢٥% علوفه و يا حبوبات و ٢٥% گياهان وجيني بهترين نوع تناوب مي باشد. مهمترين مساله در تناوب اين است که گياهان بر روي هم اثر سوء نداشته باشند و يکديگر را کامل کنند. مثلا حبوبات بويژه نخود اثر سوء بروي ديگر حبوبات دارد. لذا کشت پشت سرهم حبوبات توصيه نمي شود.

 

قرار دادن آيش در برنامه هاي تناوبي زراعي، تقريبا منسوخ شده است و فقط در مواقعي که با بحران کمبود آب مواجه هستيم به ناچار بايد از آيش استفاده نمود. چرا که با توجه به افزايش روز افزون جمعيت، استفاده از تمامي پتانسيل­هاي موجود با حداکثر افزايش عملکرد در واحد سطح، ناگزير به نظر مي­رسد. همچنين در يک برنامه تناوب زراعي صحيح بايد گياهاني که نسبت به ساختمان خاک حساسيت بيشتري دارند در ابتداي تناوب قرار بگيرند و گياهاني که حساسيت کمتري به ساختمان خاک دارند بخصوص گندم، در انتهاي برنامه تناوبي قرار بگيرند. تناوب زراعي هر منطقه بايد بر اساس شرايط آب و هوائي و بازده اقتصادي محصولات آن منطقه برنامه ريزي شود. وجود گیاهان خانواده لگومینوز در تناوب با گندم آبی، امری اجتناب ناپذیر بوده، چرا که این گیاهان علاوه بر اصلاح و بهبود ساختمان خاک، باعث افزایش راندمان عملکرد این محصول می­شوند علاوه بر آن کشت گیاهان خانواده لگومینوز خود به تنهایی دارای توجیه اقتصادی از لحاظ عملکرد می­باشند .